صنم

خرید بک لینک
من هیچ کدام از قرارهامان را فراموش نکرده ام زیبا.من از یاد نبرده ام زمانی مرا فرشته ای آمده از بهشت میدیدی.من از یاد نبرده ام یگانه ام میخوانی.زیبا حالا من.از یاد تو رفته ام.نازنینم قبول کن پیام آور خوبی نبوده ای برای رسالت عاشقی.تو نامهریانی.آن قدر ک من از خواندن شعرهای عاشقانه بیزار گشته ام.از رموز سلوک.از معرفت هفت شهر عشق.زیبا اگر تمام پیامبران شبیه تو بودند دین داری چیزی مضحک میشد.هیچ کس خدایی این چنین نامهربان را نمی پرستد.زیبا.راهمان را جدا کرده ای باید این را بیاموزم.چ قد دشوار است ب زبانی بیگانه با دل سخن گفتن.زیبا کجای زندگی تیره میشود اگر گاهی ب من لبخند بزنی.اگر نوازش کردن را بیاموزی چیزی از خدایی ات کم نمیشود.نگار من.تو هنوز فرمانروای ملک منی.میدانم زیبا.هیچ بتی بر قربانی خود رحم نمیکند ک تو بر ماکنی روناک پرنده مهاجر...

ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مریم زرگان بازدید: 217 تاريخ: دوشنبه 29 تير 1394 ساعت: 22:56

صفحه بندی