زیبا امده ام تا ترانه ای بسرایم ک از نگاه تو نور بگیرد.خلق شده .ام تا سیب بچینم.وپله پله از دم اهورایی ام فاصله بگیرم.من از هرم نفس های عاشقانه ی تو اغازشدم در ابتدای شبی ک تاریک تر از تنهایی ماست من از بودنت.دوباره افریده شدم.من در جویبار صدایت آموختم زندگی یک لحظه دل بستن است و دیگر هیچ.ما از عشق زاده میشویم.و با عشق میمیریم بی انکه چیزی جز از دوست داشتنت با خود توشه ای ببریم زیبا روناک پرنده مهاجر...
ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مریم زرگان
بازدید: 269
تاريخ: جمعه
2 مرداد
1394 ساعت: 16:42