میان قصه های کودکی نمی خواهم شنگول باشم
دست هایت را آردی نکن
من دیرزمانی است منتظر مادرم نیستم
مادرم را شبی باد از ما ربود.در شامگاهی ک دردناک است خاطره اش
شلی ک مثل هیچ روز خدا تبود.شبی ک باد میامد وزیبا نبود روناک پرنده مهاجر...
ما را در سایت روناک پرنده مهاجر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مریم زرگان
بازدید: 262
تاريخ: جمعه
29 خرداد
1394 ساعت: 22:28